بچه شیعه گرامی، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
تبلیغات2
     

       تبلیغ شما در سایت مذهبی بچه شیعه
       تبلیغ شما در سایت بچه شیعه
  آرشیو مداحی های محرم و صفر1437

جهاد فرهنگی سایت بچه شیعه
 

سایت بچه شیعه را دنبال کنید
     
 
 
 
 

منوی اصلی
     
لینکهای سریع
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت
رایانه مذهبی
آرشيو موبايل
دیگر بخشها
 

پیغام کوتاه
     

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
 

لوگوی همسنگران
     
           لوگوی همسنگران و همرزمان جنگ نرم
 

تبلیغات ( راست- میان صفحه)
     
 

پاسخگویی به مسائل دینی
     

پاسخگویی به سوالات دینی وشرعی به صورت آنلاین توسط کارشناسان علوم دینی و اسلامی

 

لوگوهای حمایتی سایت
     

    برای دریافت کُدهای لوگوی سایت بچه شیعه کلیک کنید

برای قرار دادن لوگوی سایت بچه شیعه در وبلاگ و سایت خود کلیک کنید

 

مطالب گذشته
     
سه شنبه، 1 دي ماه
· امنیت طوزخورماتو در دست سرایا السلام
· تروریست های پاکستان با داعش ارتباط دارند
· جولان مروجان رقص و فمنیسم ورزشی در تهران
· مسئولین آستان قدس رضوی، به کجا چنین شتابان!
يكشنبه، 29 آذر ماه
· مُهر تایید یک مرجع تقلید بر اجتهاد سید حسن
· خوراکی‌های مضر در شب یلدا
شنبه، 28 آذر ماه
· حوادث نیجریه از زبان عضو برجسته جنبش اسلامی
· ثبت نام سید حسن خمینی در انتخابات خبرگان
· سیری در آموزه های اخلاقی امام حسن عسکری(ع)
جمعه، 27 آذر ماه
· فیلم پیاده روی نجف به کربلا در اربعین94
سه شنبه، 24 آذر ماه
· تصاویر فرمانده ایرانیِ مدافعان حرم
· قصابِ شیعیان «نیجریه» کیست؟ +عکس
· آخرین عکس از «رهبر شیعیان نیجریه»
· جزئیاتی از عملیات در پایگاه امن سعودی‌ها
پنجشنبه، 19 آذر ماه
· چرا امام مجتبی(ع) «جعده ازدواج کرد؟
يكشنبه، 15 آذر ماه
· بهای زیارت امن زائران اربعین
شنبه، 14 آذر ماه
· عروسک های مشکوک به زائران هدیه شده!
· بازتاب نامه دوم رهبر انقلاب به جوانان غربی
پنجشنبه، 12 آذر ماه
· باشکوه‌ترین اربعین تاریخ کربلا رقم خورد
چهارشنبه، 11 آذر ماه
· تصاویر عزاداری اربعین حسینی در کربلای معلی (
· تصاویر عزاداری اربعین حسینی در کربلا
سه شنبه، 10 آذر ماه
· ظاهر متفاوت نخست وزیر عراق در کربلای معلی
· هلاکت یک داعشی پیش از انتحار در کربلا
دوشنبه، 9 آذر ماه
· مرز مهران باز است/ صدور ویزا تا پنجشنبه
· سامرا از غربت درآمد
· مصاحبه اختصاصی با حاج عبدالرضا هلالی
· زیبایی پیاده روی اربعین از نگاه لنز دوربین
· مرزهای مهران، چذابه و شلمچه بسته شد
· سیاستمداران ایرانی در پیاده‌روی اربعین 94
· تصاویر/ مداحان حاضر در پیاده‌روی اربعین 94
يكشنبه، 8 آذر ماه
· نسخه جدید نرم افزار تفسیر نمونه اندروید (1.5)
· این روزها در موکب های اربعین چه میگذرد؟
· رکن‌آبادی در منا چه وسایلی به همراه داشت؟
شنبه، 7 آذر ماه
· پست اینستاگرامی بازیگر زن سینما از کاظمین
· کشته و زخمی درپی تصادف اتوبوس حامل زائران ای
· واکنش دندان‌شکن ایران به هرگونه تحرک داعش
· صحن حضرت زهرا(س) پذیرای خیل زائران اربعین+ عک
· روسیه چگونه اردوغان را نقره‌داغ می‌کند
· عکس/ راهپیمایی عظیم زائران اربعین حسینی
· حال و هوای این روزهای بین‌الحرمین + تصاویر
پنجشنبه، 5 آذر ماه
· اولین انتقام مسکو از آنکارا بمباران20 کامیون
· مختار قاتل امام حسین(ع) را چگونه مجازات کرد
· شروع به کار موکب حرم حضرت معصومه(س) + تصاویر
· عملیات نجات خلبان روس زیر نظر سردار سلیمانی
· جاماندگان زیارت اربعین گوش کنند
· تردد ۱۰۰ هزار زائر در ۲۴ ساعت از مرز مهران
· عزاداری زائران ايرانى در حرم امیرالمؤمنین ع
چهارشنبه، 4 آذر ماه
· احتمال الکترونیکی شدن ویزای اربعین
· واکنش سوریه به سرنگونی جنگنده روس
· حمله هوایی فرانسه به مرکز فرماندهی داعش

مطالب قدیمی تر
 

****
     
      PRchecker.info
 

 
نقش تهاجم فرهنگي در تثبيت حقوق بشر غربي در جوامع




نظام حقوق بشر كه امروزه به عنوان مولفه اصلي سيستم‌هاي نوين جهاني معرفي شده و همه كشورها و ملت‌هاي جهان مجبورند كه به مانيفيست‌هاي آن پايبند باشند در واقع نرم‌افزاري است كه در حوزه سياست عمومي تفكر غربي‌سازي جهان به كار مي‌رود. بشري كه در حمايت اين حقوق قرار مي‌گيرد، بشر اومانيستي است كه ارتباطش با عالم بالا قطع شده و شرع و امر و نهي‌هاي آن، كه از سوي شارع مقدس رقم خورده است براي او ارزشي ندارد و آنها را نمي‌پذيرد. اين انسان خود مي انديشد و مدعي است كه مي‌تواند خوبي و بدي رفتارش را تشخيص دهد. نگرش اومانيستي حقوق بشر كه با موازين دين در تعارض است معيارهاي دين را مانع گسترش خود مي‌شناسد؛ بنابر اين براي گسترش روزافزون خود از يكسو باور ديني ملت‌ها را در هم شكسته و از سوي ديگر مدعي است كه هيچ كس حق ندارد از عالم بالا برداشت مشخصي از ارزش‌هاي ماوراءنگر آورده و ديگران را نيز به آن ملزم كند. 


به عبارتي ديگر جهان‌بيني اعلاميه جهاني حقوق بشر عبارت است از فرهنگ مدرن ليبرال – دموكراسي كه فهم اين حقوق بر اساس فرهنگي متمايز از فرهنگ غربي امکان پذير نيست. در واقع "جك دانلي" با توجه به همين موضوع است كه مي‌گويد: "برداشت‌هاي به اصطلاح غير غربي از حقوق بشر، برداشت از حقوق بشر نيست." بر اساس همين رويكرد است كه بسياري از دگرانديشان به ظاهر مسلمان، هم‌نوا با صاحب‌نظران غربي اعلام مي‌كنند كه لازم است آموزه‌هاي اسلامي را از طريق سكولار كردن (اباحه‌گري) آنها و يا با ارائه تفسيري نو از قرآن (پلوراليسم عقيدتي) طوري تغيير دهيم كه با ارزش‌هاي بين‌المللي حقوق بشر منطبق شوند زيرا آنان اهتمام به اين آموزه‌ها را ارتجاع و برخاسته از سنت‌گرايي مي‌دانند.

حقوق بشر غربي با اتكا بر راسيوناليسم بر اين باور است كه هيچ مرجعي بجز عقل بشر براي داوري وجود ندارد و با تكيه بر اومانيسم تاكيد مي‌كند اين حقوق با انسان آغاز و با او به پايان مي‌رسد. از اين رو منشا اعتبار و مفهوم اين حقوق، صرفا انساني است و نمي‌توان آنها را بدون انسان گسترش داد. بر اساس همين تفكر، انسان خالق خويشتن است و آنچه در اين نگرش اصالت دارد خواسته‌ها و اميال و لذات انسان است و اگر ديني هم معتبر باشد بايد موافق با تامين هوا و هوس‌هاي افراد و هماهنگ با خواسته‌هاي انسان باشد. از اين رو انسان جايگزين خدا و محور همه ارزش‌ها قلمداد مي‌شود. در اينجا حقوق و قانون چيزي است كه انسان بر مبناي ميل خود وضع مي‌كند و اين جاست كه اومانيسم به ليبراليسم در معناي اباحه‌گري تبديل مي‌شود. " فئودور داستايوفسكي"، نويسنده مشهور روسي، با توجه به چنين تفكري است كه مي‌گويد: "اگر خدايي نباشد هر چيزي روا مي‌شود."

بر مبناي ليبراليسم اصل اساسي و بنيادين در حقوق، آزادي مطلق انسان‌ها است ولي اگر هر فرد بتواند آنچه را كه خود مي‌پسندد، انجام دهد و در اين جهت آزاد باشد، هرج و مرج و سلب آزادي از ديگران و اختلال در نظام اجتماعي پديدار مي‌شود؛ پس به ناچار و از روي ضرورت و صرفا به منظور رعايت حال ديگران بايد حدودي براي آزادي هر يك از افراد قائل شد و آزادي هر كس منوط و محدود به عدم زيان به ديگران شود. بنابر اين تنها عامل محدود كننده آزادي همانگونه که "جان استوارت‌ميل" مي‌گويد، اصلِ ضرر است. بر اين مبنا؛ زندگي هر فرد، دارايي خود اوست و به خداوند، جامعه يا دولت تعلق ندارد و مي‌تواند با آن هر طور كه بخواهد رفتار كند. بر اساس اين باور است كه "هابز" مي‌گويد: "هيچ كس حق محدود كردن آزادي انسان را ندارد" و بر مبناي اين ديدگاه ليبراليستي، سير حركت انسان را اميال او مشخص مي‌كند. با توجه به اين نگرش، آموزه‌هاي مذهبي چون ممنوعيت سقط جنين و محدوديت در روابط آزاد جنسي به منظور تحكيم كانون خانواده و عفاف، مصداق ستم معرفي شده و با ابزارهاي گوناگوني همچون كنوانسيون‌هاي مختلف با نگرش‌هاي فمينيستي در جهت محو آن فعاليت مي‌كنند.     

حقوق بشر به لحاظ سرشتي كه دارد بايد جهاني باشد و زمان و مكان نمي‌شناسد از اين رو جهان شمولي يكي از ويژگي‌هاي مهم حقوق بشر است كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر به آن تاكيد شده است و منشا اقتدار حقوق بشر نيز از آن است. 

موضوع درخور توجه در اين ميان به مفهوم مباني و راز جهان شمولي بشر بازمي‌گردد. هويت‌ها و تفاوت‌هاي گوناگون، خواه ناشي از باورهاي مذهبي باشد يا از اختلاف‌هاي فرهنگي، سياسي، نژادي و قومي سرچشمه گرفته باشد، لازمه جهان شمولي حقوق بشر از ديدگاه فلسفي آن است كه بايد در آن به همه فرهنگ‌ها توجه شده يا حداقل قدر مشترك همه نظام‌هاي حقوقي اخذ شود. از ديد جامعه‌شناسي نيز جهاني بودن آن مقتضي پذيرش حقوق بشر از سوي همه دولت‌ها و ملت‌ها است. بر همين اساس اعلاميه جهاني حقوق بشر با هيچ يك از ملاك‌هاي فوق، جهان شمول نيست و همان طور كه برخي از محققان مانند "ربكا والاس" معتقد است: "حقوقي كه به نام حقوق بشر تشريح مي‌شود با توجه به ويژگي‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه‌اي كه اين حقوق در آنجا تعريف مي‌شود، شكل متفاوتي به خود مي‌گيرد. از اين رو حقوق بشر هيچگاه در چارچوب تعريفي عام و قابل پذيرش عمومي نگنجيده است و اين امر سبب بروز معضل در نظام حقوق بين‌الملل شده است."

به نظر مي‌رسد كه بنيادي‌ترين اشتراك‌ها را بايد در هويت وجودي بشر جستجو كرد كه مقصود از بشر كيست و هويت وجودي او چيست؟ آيا اين همان انساني است كه پيامبران آن را براي ما توصيف كرده‌اند و به عنوان موجودي كه استعداد رسيدن به مقام شامخ خلافت الهي را دارد، داراي شرف و حيثيت و كرامت ذاتي است كه با حكمت بالغه خداوندي به وجود آمده و رهسپار هدفي اعلا گرديد يا آنچنان كه "هابز" و "ماكياولي" او را با عنوان "انسان، گرگ انسان" معرفي كرده‌اند فاقد هر گونه حقيقت ارزشي در واقعيت خود است.

در نگرش اسلامي، حقيقت وجودي انسان "از خدا" و "به سوي خدا" است كه اگر اين هويت در شناخت بشر (موضوع حقوق بشر) و پي‌ريزي حقوق او مد نظر قرار گيرد ساير تفاوت‌ها در پرتو اين وحدت ماهوي قابل علاج است و با جهان شمولي حقوق بشر منافات ندارد. به همين دليل حقوق بشر اسلامي به خاطر ابتناء بر فطرت مشترك و نيز قاعده الزام و احترام به فرهنگ‌هاي ديگر براساس هم‌زيستي مسالمت‌آميز، جهان شمول است اما حقوق بشر غربي به دليل ريشه داشتن در فرهنگ الحادي و ليبراليستي با انديشه‌هاي: خويشتن مالكي، ناديده گرفتن مبدا جهان هستي، فرجام انكاري و لذت‌گرايي به جاي انديشه تعالي بشر، هويت واقعي انسان را ناديده گرفته و در نتيجه هر گونه تفاوت عقيدتي، سياسي، فرهنگي، نژادي و ...، جهان شمولي حقوق بشر را با چالش جدي مواجه مي‌كند.

با توجه به مواردي كه به آن اشاره شد، مي‌توان گفت كه اعلاميه جهاني حقوق بشر به سبب ماهيت غربي خود تامين كننده منافع جهان غرب و ابزاري براي سلطه آنها در شكل جديد استعمار است حال آنكه اسلام به عنوان مكتبي جهان شمول در پرتو دو عنصر حقيقت و نفي سلطه، سدي محكم در مقابل جهان‌بيني "جهاني شدن غربي" است. دولت‌هاي غربي جهت جلوگيري از رشد انديشه ديني – اسلامي در جهان با استفاده از مباني فكري و ابزاري و روش‌هاي متنوع اقتصادي، سياسي و فرهنگي، نيروي خود را از يكسو صرف تضعيف مباني فكري اسلام كرده و از سوي ديگر به القاي باور ناكارآمد بودن نظام اسلامي و حكومت ديني مي‌پردازند؛ تخريب فرهنگي ماهيت اصلي کار آنان است که در ذيل بررسي مي شود:

تخريب فرهنگي

امروزه بر همه روشن است كه هدف از تهاجم فرهنگي كنترل فرآيند تصميم‏گيري و شيوه اطلاع‏رساني و تغيير در نظام ارزش‌هاي يك ملت است. در واقع مهاجمان فرهنگي سعي مي‏كنند تا با استفاده از برتري اقتصادي، سياسي، نظامي و اجتماعي خود به مباني انديشه و رفتار يك ملت هجوم آورده و با تهديد، تضعيف، تحريف و احيانا نفي و طرد آنها، زمينه حاكميت انديشه، ارزش‌ها و رفتارهاي مطلوب خويش را فراهم آورند. مهاجمان فرهنگي به تجربه دريافته‏اند براي اينكه ملت‌ها وابستگي به فرهنگ مطلوب آنان را بپذيرند، لازم است كه احساس كنند خود چيزي ندارند و يا آنچه دارند بي‏ارزش و غير مفيد است. اين خودكم‏بيني و احساس نيازمندي سبب مي‏شود تا كشور و فرهنگ هدف، براي جبران عقب‏ماندگي و رسيدن به قافله تمدن مورد نظر آنان، فرهنگ سفارشي آنها را بپذيرد.

ناكارآمد جلوه دادن نظام‌هاي ديني در اداره حكومت‌ها از جمله مهمترين روش‌هايي است كه دشمن به منظور استيلاي خود بر كشورهاي هدف، همواره در دستور كار خود قرار داده است. اين موضوع به خصوص در قرن اخير در پي تقابل ميان سياستمداران غربي با ملل مسلمان جهان، نمود بيشتري يافته است. نمايش اين ناكارآمدي در اداره حكومت و پاسخگويي به نيازهاي انسان مدرن از راه‌هاي مختلفي دنبال مي‌شود كه در نهايت به تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي مردم و بي‌اعتماد سازي نسبت به حكومت منتج مي‌شود. ارائه تصويري نامطلوب از وضعيت كنوني جامعه و القاي باور كشور و مردمي بدون آينده‌ به مخاطبان در فيلم هاي سينمايي، از جمله مواردي است كه در راستاي پروژه ناكارآمد جلوه دادن نظام‌هاي ديني در اداره امور جامعه مورد تاكيد قرار مي‌گيرد. در اين قبيل آثار، معمولا كارگردان تلاش مي‌كند تا با نمايش فلاكت و بدبختي اقشار مختلف مردم، مخاطب خود را به سوي چنين باوري سوق دهد كه هيچ نقطه اميدي براي بهبود يافتن شرايط موجود جامعه نمي‌توان متصور بود.

اگر داريوش مهرجويي در فيلم "اجاره‌‌نشين‌ها" و پس از آن در فيلم "بانو" قصد داشت تا با كنايه، ايران اسلامي را كشوري غارت‌زده و رو به اضمحلال معرفي كند و اگر محسن اميريوسفي تلاش كرد تا ايران را به قبرستان تشبيه سازد، سامان مقدم در فيلم "صد سال به اين سال‌ها" ايران اسلامي را ويرانه‌اي نشان داد كه چيزي جز بدبختي و فلاكت براي مردم به ارمغان نياورده است. به يقين مي‌توان گفت كه فيلم "صد سال به اين سال‌ها" صريح‌ترين فيلم توليد شده پس از انقلاب در توهين به نظام مقدس جمهوري اسلامي است چرا كه كارگردان به وضوح و بدون هيچ محدوديتي نظام را به باد توهين و افترا گرفته است. كم نيستند آثاري كه به شيوه‌هاي مختلف اركان و سياست‌هاي مختلف نظام را به باد انتقاد گرفته‌اند لكن نکته متفاوت فيلم سامان مقدم، در صريح‌گويي فيلم نسبت به ساير آثار است.

مقدم در فيلم خود زندگي يك خانواده ايراني را‌ در مقاطع مختلف زماني به تصوير درآورده است. سال 1355 خانواده رفيع در اوج شادي و سرور به سر مي‌برند. در اوج همين شادي و سرور است كه نام "صد سال به اين سالها" بر روي پرده نقره‌اي سينما به نمايش درمي‌آيد كه خود القاگر صد سال به آن سالها يا صد سال به اين سالها (1355) است. عشق به ميهن، خانواده و زندگي در زيباترين حالت خود در قلب رفيع و خانواده‌اش جريان دارد. شادي‌ها و علايق تا سال 1357 همچنان ادامه دارد تا اينكه خشونت‌هاي مردم در قالب اقدام به شورش و انقلاب عليه رژيم بروز و ظهور مي‌يابد. كارگردان با به تصوير درآوردن ماهي‌هاي مرده‌اي كه سراسر ساحل دريا را پوشانده‌اند، در بهمن ماه سال 1357، القاي تفكر مرگ و نابودي را ارمغان انقلاب نشان مي دهد. ايران همسر رفيع نيز در سال 1357 همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي با كشته شدن همسرش، نخستين ضربه شديد زندگي خود را ‌خورده و تمامي شادي‌هاي گذشته اش ناگهان به غم و اندوه تبديل مي‌شود.

10 سال از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته و ايران، به همراه پسرش در تهران زندگي مي‌كند. ايران با خياطي مخارج زندگي خود را تامين مي‌كند و آرش دوران سربازي خود را مي‌گذراند. اگر چه چهره افسرده و تكيده ايران حكايت از ملالت و سختي‌هاي گذر ايام دارد اما ايران صبورانه آن را مي‌پذيرد تا اينكه دومين ضربه محكم به ايران با كشته شدن آرش در جبهه وارد مي‌شود. ايران بار نخست در سال 1357 با از دست دادن شوهرش عزادار شد و اين بار با كشته شدن فرزندش بار ديگر رخت عزا بر تن مي‌كند.

ايران در سال 1367 در كمال بهت و ناباوري متوجه مي‌شود كه همسرش در سال 57 همسر ديگري اختيار كرده بود و از او پسري به نام علي مانده كه مادر خود را نيز از دست داده و هيچ سرپناهي ندارد. ايران از روي ترحم و دلسوزي، سرپرستي فرزند شوهرش را مي‌پذيرد. ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه كارگردان با دقت نظر فراواني اسامي را انتخاب كرده است. ايران، نام همسر رفيع، كنايه از كشور ايران است كه چگونه در رژيم پهلوي شاد و خرم بوده و با پيروزي انقلاب به سمت نابودي و فنا پيش مي‌رود. رفيع به معناي بلند، نماد مرد ايراني در رژيم پهلوي بوده كه در شروع انقلاب به جفا كشته مي‌شود و آرش نماد اعتبار ايران نيز نام فرزند ايران است كه در سال 1367 كشته مي‌شود. به عبارتي ايران در سال 1357 بيوه شده و در سال 1367 فرزندش را از دست مي‌دهد و پس از آن نيز فرزند ناخواسته شوهرش را بزرگ مي‌كند.

گويا بدبختي ايران را پاياني نيست چرا كه در سال 1384 ايران باز هم با بدبختي ديگري روبرو مي‌شود. علي در سال 1384 به دليل چاپ مقالات انتقادي نسبت به وضعيت كشور به زندان محكوم شده و از حضور در دانشگاه محروم مي‌شود. ايران اگر چه در ابتدا ميلي به پذيرفتن سرپرستي علي نداشت اما مهر مادري پس از درگذشت آرش او را نسبت به علي تا آنجا علاقه‌مند كرده كه او را همچون فرزند خود بزرگ كند. ايران تنها ملجا خود براي نجات آخرين اميدش را رفتن به سراغ دلباخته قديمي خود يعني امير حقيقي كه هم اكنون جايگاهي در نظام دارد، مي‌بيند.

امير كاردار نظام در سكانسي اعتراف مي‌كند كه مقصر كشته شدن رفيع رفتار او بوده است. در واقع مسئولان نظام باز هم به ميز محاكمه كارگردان كشانده مي‌شوند كه عاملان بدبختي ايران بوده‌اند. اين موضوع با اصرار امير براي گرفتن بخشايش از ايران براي گذشته‌ها و مرگ رفيع بيشتر آشكار مي‌شود. در انتهاي فيلم، علي نماينده قشر جوان مستعد و متفكر جامعه نيز براي ادامه تحصيل از ايران خارج مي‌شود كه خود اشاره‌اي به فرار مغزها از ايران دارد. كارگردان به خيال خود براي فرار از اتهامات آشكار در انتهاي فيلم به اين سخن بسنده مي‌كند كه امير از علي مي‌خواهد تا به ايران بازگردد.

داريوش مهرجويي بار ديگر همچون بسياري از آثار گذشته‌اش در راستاي انتقاد به وضعيت كشور، در فيلم "طهران، تهران" ايران را به خانه‌اي تشبيه كرده كه سقف آن فرو ريخته و اهالي آن آواره شده‌اند. خانواده نجيب در شب سال نو و هنگام تحويل سال دچار مصيبتي بزرگ مي‌شوند. سقف منزل نجيب بر اثر باران فرو ريخته و خانواده آواره و بي‌سرپناه مي‌شوند. خانواده نجيب اگر چه خانه دارند اما براي زندگي بايد در حياط خانه چادر بزنند. مهرجويي در واقع در اين بخش از فيلم، كشور را به خرابه‌اي تشبيه مي‌كند كه مردم آن آواره و سرگردانند.

خانواده نجيب به همراه تعدادي پيرمرد و پيرزن به يك تهران‌گردي، تمام عيار مي‌پردازند. در اين تهران‌گردي از يكسو مكان‌هاي زيبا و باشكوهي كه تمامي متعلق به دوران شاهان قاجار و پهلوي است به نمايش درآمده و از ديگر سو مكان‌هاي مخروب و تغيير شكل داده پس از انقلاب توصيف مي‌شوند. به عبارتي كارگردان مكنونات قلبي خود مبني بر مقايسه رژيم پهلوي و دوران پس از انقلاب را در مقايسه بناهاي تاريخي و ساختمان‌هاي مشهور شهر توصيف مي‌كند. در اين ميان اشخاصي كه به داد مظلومان جامعه مي‌رسند افراد سالخورده و متمولي هستند كه به نسل دوران رژيم پهلوي تعلق دارند. از ديگر سو "دايي بابا" كه نماد دراويش است به عنوان ليدر و رهبر گروه محسوب مي‌شود. اشاره به نام "حسين امانت" سازنده برج آزادي "شهياد" كه از بهائيان مشهور رژيم پهلوي است در فيلم، بسيار قابل تامل مي‌نمايد.

در بخش دوم فيلم با عنوان "سيم آخر" باز هم با يك انتقاد تند نسبت به نظام روبرو هستيم. يك گروه موسيقي متشكل از تعدادي جوان خواستار برگزاري يك كنسرت هستند كه ناگهان خبردار مي‌شوند نمي‌توانند كنسرت خود را برگزار كنند. نااميدي جوانان، بي‌توجهي به خواست آنان، زورگويي به جوانان و عدم درك موسيقي از سوي مسئولان نظام، تكرار انتقاد مهرجويي در فيلم "سنتوري" است. در فيلم "سيم آخر" همانگونه كه از نامش پيداست قطعه‌اي موسيقي اجرا مي‌شود كه خواننده در آن عملا از شورش جوانان در اواسط ماه آذر كه از قضا مصادف با روز دانشجو است، سخن به ميان آورده و آنان را به شورش تشويق مي‌كند. پدر مذهبي و دولتي علي در فيلم سنتوري كه به شدت با موسيقي مخالف بود اين بار پدر دختري شده كه به موسيقي علاقه دارد و در اين گروه به دور از چشم پدرش گيتار مي‌نوازد. در واقع كارگردان به منظور تاكيد بر پيام خود مبني بر مخالفت نظام با جوانان و همچنين هنرمندان از پدري استفاده مي‌كند كه بسيار تعصبي بوده و از قضا وابسته به دولت و مذهبي نيز است. اين مخالفت‌ها و جلوگيري‌هاي كوركورانه تا آنجا پيش مي‌رود كه حتي به مرگ و نابودي جوانان ختم مي‌شود.       

ابراهيم حاتمي‌كيا با حمله به يكي از مهمترين اركان نظام در حفظ امنيت كشور پروژه ناكارآمدي نظام در اداره حكومت را از طريقي ديگر دنبال كرده است. حاتمي‌كيا در فيلم "به رنگ ارغوان" ضمن به تصوير درآوردن فضايي كاملا امنيتي از جامعه ايران، به القاي حس بدبيني نسبت به ماموران امنيتي مي‌پردازد. وي پس از آن كه توانست در ذهن مخاطب خود چهره‌اي كاملا مذهبي و متشرع از شهاب 8 به عنوان يك مامور امنيتي تصوير كند، فاز دوم هدف خود يعني تخريب اين الگو را كليد مي‌زند. كتك خوردن محسن به دست هوشنگ آن هم در شرايطي كاملا ويژه كه القاگر شكنجه متهمان از سوي ماموران امنيتي به سبك فيلم هاي هاليوودي است، ضمن مظلوم‌نمايي از محسن نماد دانشجويان، باور و حس خشونت بيش از اندازه ماموران امنيتي نسبت به مردم را به مخاطبان خود انتقال مي‌دهد.

از سوي ديگر كارگردان تلاش كرده تا عدم وجود عشق و محبت در قلب شهاب 8 را عامل بروز چنين خشونت‌هايي از سوي وي معرفي كند چرا كه به محض تابيدن نخستين انوار عشق به درون قلب تاريك هوشنگ، وي به نافرماني عليه دستورات كوركورانه مافوق خود مي‌پردازد. تاثير اين عشق تا به آنجاست كه وي حتي مقدسات خود را نيز زير پا مي‌گذارد. به عبارتي كدام انسان مسلماني است كه نداند خودكشي حرام است و كدام مامور امنيتي است كه نداند دستور مافوق تا آنجا مطاع است كه مخالف با فرامين صريح شرع نباشد.؟ اما هوشنگ مذهبي حاتمي‌كيا كه سر از سجاده بر نمي‌دارد و پيام‌هاي خود را با "هوالقادر" آغاز مي‌كند به يكباره دچار چنان تحولي مي‌شود كه از يكسو به فرمان مافوق خود كوركورانه اقدام به خودكشي (علي‌رغم حرام بودن) مي‌كند و از سوي ديگر تمام قد در برابر دستورات همين مافوق كه او را چون پدر دوست مي‌دارد، مي‌ايستد. ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه فيلم "به رنگ ارغوان" در اين بخش شباهت بيش از اندازه‌اي به فيلم "فرستاده" ساخته پرويز صياد بازيگر فراري رژيم پهلوي دارد كه در دهه 60 در آمريكا ساخته شد. در آن فيلم يك مامور امنيتي ايران براي ترور يك سرهنگ رژيم پهلوي عازم آمريكا مي‌شود اما پس از روبرو شدن با دختر سرهنگ دلباخته او شده و از ماموريتش منصرف مي‌شود.

حاتمي‌كيا به منظور باورپذيرتر كردن فيلم خود نياز به مظلوم‌نمايي نيز دارد. به عبارتي در برابر چهره خشن ماموران امنيتي، نياز به انسان‌هاي مظلوم و بي‌گناهي نيز دارد كه به ظلم اين به اصطلاح ستمگران گرفتار باشند. كارگردان در اين فاز از دو ابزار استفاده كرده است. نخست، دانشجوياني كه بنا به خصلت حق‌طلبي و صريح‌گويي خود به بلاي زندان و توهين از سوي وابستگان نظام گرفتار آمده‌اند و دوم، انسان‌هايي كه بي‌رحمانه از خانه و كاشانه خود رانده شده‌اند و حتي فرصت و اجازه ملاقات فرزندان خود را هم ندارند. در گروه نخست، مخاطب با دانشجوياني آشنا مي‌شود كه به قطع درختان جنگل براي ساختن راه اعتراض مي‌كنند. پاسخ حكومت به نمايندگي نيروي انتظامي در اين فيلم، خشونت، توهين و حبس نسبت به اعتراض كنندگان است. شكي نيست كه نابودي فضاي سبز دل هر عاشق طبيعتي را به درد مي‌آورد و بالطبع دانشجويان جنگل‌داري از عاطفه بيشتري نيز نسبت به محيط زيست برخوردارند. بنابر اين، اعتراض به قطع درختان جنگل از سوي دانشجويان جنگل‌داري نه تنها امر مذمومي نيست بلكه سكوت آنان نسبت به اين اقدام رفتاري دوگانه محسوب مي‌شود. اما حكومت در برابر اين اعتراض بجا، آنان را مظلومانه دستگير و به حبس مي‌اندازد. اما گروه دوم، انسان‌هايي هستند كه به دليل مخالفت با نظام از كشور به انحاي مختلف رانده شده‌اند. به ادعاي كارگردان، حكومت به جاي آن كه زمينه‌هاي آشتي با آنان را فراهم آورد، عرصه را بر آنان تنگ كرده و حتي به روش‌هاي مختلف و بي‌رحمانه سعي در نابودي آنان دارد. كارگردان در اين بخش از فيلم چنان تصوير مظلومانه‌اي از اين فراريان ترسيم مي‌كند و چنان به تحريف واقعيات تاريخي پرداخته است که گويا مردم شريف ايران جنايات گروهك‌هاي تروريستي منافقين، چريك‌هاي فدايي خلق و سلطنت‌طلبان را از ياد برده‌اند.

حاتمي‌كيا با نشان دادن تغيير هوشنگ از مامور امنيتي به يك عاشق پيشه، به اصطلاح خود چرخه تبديل انسان‌هاي كور (ماموران امنيتي) به انسان‌هاي عاقل و رئاليست را تكميل كرده و ادعا مي‌كند كه اين چرخه همچنان در حال حركت و زايش است. اگر چه در فيلم به اين موضوع اشاره مستقيم نشده است اما شفق، به احتمال زياد يك مامور امنيتي بوده چرا كه شهاب 8 او را از قديم مي‌شناخته است. هوشنگ مامور كنترل ارغوان مي‌شود اما در چرخه انسان سازي عشق مورد نظر كارگردان، خود به يك سوژه تبديل مي‌شود. مدتها از اين مسئله مي‌گذرد و اين بار يك مامور امنيتي زن او را كنترل مي‌كند. كارگردان از اين رو يك زن را مامور كنترل هوشنگ گذاشته تا ناخودآگاه به ذهن مخاطب خود اين موضوع را منتقل كند كه امكان عاشق شدن مامور به هوشنگ نيز وجود دارد.


گفتني است كه بحث قطع كردن جنگل و درختان نيز فراتر از مفهوم ظاهري آن است. به عبارتي، جنگل و درخت نماد زندگي است كه توسط حكومت بي‌رحمانه در حال تخريب و نابود شدن است. قشر روشنفكر جامعه كه در قالب دانشجويان به تصوير درآمده‌اند، خواستار جلوگيري و پايان بخشيدن به اين تخريب هستند كه با خشونت نيروي انتظامي روبرو مي‌شوند. اما همين دانشجويان، با همت و تلاش خود شجاعانه اعلام مي‌كنند كه با اين اقدام مخالف هستند و حتي در راه اين مبارزه حاضرند تا جان خود را فدا كنند. طناب داري كه ارغوان در ابتدا و انتهاي فيلم با خود حمل مي‌كند سندي بر اين مدعاست.








کلمات کليدي : نقش تهاجم فرهنگي در تثبيت حقوق بشر غربي در جوامع

© کپی رایت توسط : پایگاه فرهنگی مذهبی خبری بچه شیعه (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 6 شهريور ماه ، 1389 (1064 مشاهده)

[ بازگشت ]